ترمهترمه، تا این لحظه: 16 سال و 6 ماه و 17 روز سن داره

ترمه دختر اصیل ایران زمین

شش روز بعد از تحویل سال نود

1390/1/8 16:44
390 بازدید
اشتراک گذاری

دُخی جونم

چند روز بیشتر  به تولد یک سالگیت نمونده

خدارا شکر که همه چیز خیلی خیلی خوب و عالی سپری شد

حتما همه روزهای عمرت همینطوره

وقتی سر تو حامله بودم هم همه چیز عالی بود . از مامان بزرگ و بابا بزرگت بگیر تا خاله ها و بابات برام سنگ تموم گذاشتن. و البته از همه مهمتر نظر خدا و بزرگان هم بود که اگر غیر از این میشد ، منکه اصلا  نمیتونستم با خیال راحت نُه ماه را طی کنم و لان هم پشتم به دعای خیلی ها گرمه

منو تو هم که  از اولش با هم خوب چفت شده بودیم...اولین بار که حسابی وول خوردی تو دلم وقتی بود که عروسک حسنک(شخصیت عروسکی حسنک و لوبیای سحر آمیز )رو توبغلم گرفته بودمو به یاد بچه گیم باهاش حرف میزدم اونموقع بود که ابراز وجودت حسابی گل کرد

دُخی جونم امسال تو هم کنار هفت سین با ما بودی و خوشحالم همه خانواده یک سال دیگه با هم بودیم و همیشه از خدا خواستم سالیان سال همگی دور سفره هفت جمع ابشیم....مطمئنم که خدا آرزومو برآورده کرده و این لحظه خوب بار ها و بارها تکرار میشه

امسال هم همگی با یک جای خیلی خوبی بودیم و چقدر خوشحال بودم که تو با ما داری از این اتمسفر و فضا لذت میبری

کسایی جمع بودن که تمام ساعاتهای باقی مونده سال 89 و رسیدن به سال 90 را با تعریف کردن خاطرات خوب سپری میکردن و بین اونها بانویی بود که از کودکیش تا به الان را تعریف میکرد و لذتی که از دیدن اونهایی که همه بند بند وجودشون اسم خدا بوده و حالا خودش شده بود یک پارچه عشق و وقتی نگاهش میکردی انگار به ماه شب چهارده نقره ای رنگ نگاه میکنی........دُخی جون چقدر ما خوشبختیم واسه اینکه یک همچین جایی رو داریم ........به دور از ریا و تحکم عقیادشون تورو می برن به هرچی حال خوش و لحظه ناب

این غنیمت هست غنیمت

خدایا امیدم اینه که همیشه راهمون رو با نور چراغت روشن کنی و بهترین هارو پیش پامون قرار بده

آمین

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

زينب عشق مامان و بابا
7 فروردین 90 12:57



عیدشما مبارک و ممنون از گلها